تبليغاتX
زندگی - ازادی درزندان
 
زندگی
 
 
 
دیگه زابل نیستم  فکر می کردم این یعنی ازادی ولی نه مثل اینکه

قسمت نیست ما راحت بشم از چاله در اومدیم توی چاه افتادیم فکر  

نمی کردم خاش اینقدر بد باشه ولی خوب حالا که اومدم می مونم

زابل تونستم تحمل کنم پس از پسه اینم بر می یام

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 17:28  توسط نسرین  | 
 
  بالا