تبليغاتX
زندگی - زن
 
زندگی
 
 
 
زمانی که مردها خیلی پرو بودن ولی نمی دانستند که زنها چه موجودات مارمولکی هستند وچقدر زیبا می توانند از عشق کمک بگیرند تا به حقشون برسن 

 
زلال چشمه ي چشماني اي اشك
 
         دواي درد بي درماني اي اشك

دلهاي زغم خورده شفاي آتش پنهاني اي اشك  
            
اگه از عشق ميشه قصه نوشت ، ميشه از عشق تو گفت ،
 
ميشه با ستاره هاي عشق تو مغرب نو مشرق نو برپا كرد ،
 
ميشه با عشق تو مرد ، ميشه با عشق تو مرد و از دست همه راحت شد ،
 
ميشه با عشق تو مرد و از دست تو هم راحت شد .
  وحالا با عشق

 

زن را درآینده اینگونه می بینیم

آقایون حساب کار بیاد دستشون

وگرنه


             

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 13:24  توسط نسرین  | 
 
  بالا