|
زندگی
|
||
زلال چشمه ي چشماني اي اشك
دواي درد بي درماني اي اشك
دلهاي زغم خورده شفاي آتش پنهاني اي اشك
اگه از عشق ميشه قصه نوشت ، ميشه از عشق تو گفت ،
ميشه با ستاره هاي عشق تو مغرب نو مشرق نو برپا كرد ،
ميشه با عشق تو مرد ، ميشه با عشق تو مرد و از دست همه راحت شد ،
ميشه با عشق تو مرد و از دست تو هم راحت شد .
وحالا با عشق![]()
![]()
![]()
![]()
زن را درآینده اینگونه می بینیم

آقایون حساب کار بیاد دستشون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وگرنه

|
|