تبليغاتX
زندگی
 
زندگی
 
 
 
يكي از دوستان ناراحت شده اند كه من نوشته ام از زابل راحت شدم وحالا افتادم خاش بعد هم فرمودند كه خيلي دلم هم بخواد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اول اينكه من منظورم اين بود كه فكر مي كردم بدترين جاي دنيا زابل است (البته هنوز هم سر حرفم هستم) ولي در مورد خاش اوني نيود كه من فكر مي كردم ۲ ماه تلاش براي اومدن به همچين جايي!!!!!!!!!!!!!

توي زابل لااقل يه آلاچيق داشتيم بعداز ظهرها توش جمع بشيم يه پارك شهر داشتيم يا يعقوب ليثي داشتيم وچون همه بچه ها دانشجو بودند دور هم خيلي بهتر بود ولي اينجا چي ،، جرات نمي كني پاتو بذاري بيرون چه با لباس بلوچي چه با لباس فارسي اينگار روي پيشونيت نوشته شده مال اين شهر نيستي!!!!!!!!!!!!! از موتوريهاش كه ديگه نگو من توي اين ۳ ماه فقط ۳ بار اومدم بيرون چون جايي نداره برايب بيرون رفتن بعد هم چرا ناراحت مي شيد مگه حقيقت ناراحتي داره !!!!!!!!!!!!من نمي دونم شماها به چيتون اينقدر مي نازيد !!!!!!!!!!!!

به مسلمونيتون (جسارت نشه  همه رو نمي گم) توي اين ماه مبارك كه بايد همه چيز ارزان بشه تا هيچ فقيري گشنه نباشه لباس ها ارزون بشه تا هيچ بينوايي شب عيد ؟( عيد به اين بزرگي ) بي لباس نباشه همه چيزو احتكار مي كنيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! كپسول گاز قعطي مي شه خيار مي شه كيلويي ۱۰۰۰ !!!!!!!!!!!!!!!!! بازم بگم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد هم اسم خودشونو مسلمون گذاشتن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اين تنها شهريه كه من اين چيزا رو توش مي بينم حتي زابل هم اينطور نبوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مي خوام بدونم هنوزم نظرتون اينه كه من بايد از خدام باشه كه اينجام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر كس ديگري غير از من اينجا مي آمد كه بستگاني نداشت خدا بايد خودش بهش رحم مي كرد!!!!!!!!!!!!!!

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 11:12  توسط نسرین  | 
 
  بالا